در این گزارش به بررسی کامل «زمزمۀ سحر» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.


تا که تو یار من شدی ای گل سرخ آشنا
بوی بهشت میدهد کلبۀ بیریای ما
نور تویی شرر تویی، شمس تویی قمر تویی
زمزمۀ سحر تویی، میبریام به ناکجا
مثلِ شکر کلام تو، شمس و قمر غلام تو
جان من و سلام تو، بر تو هزار مرحبا
گم شده دل به کوی تو، گشته اسیر موی تو
پر زدهام به سوی تو، از بُنِ خاک تا سما
گر تو رها کنی مرا، محو و فنا کنی مرا
محو و فنا کنی مرا، گر نکنی مرا رها!
قبلۀ جان من تویی، روح و روان من تویی
روح من است کشتی و عشق تو گشت ناخدا
ای که ز عشق خستهای، در دل من نشستهای
راه وصال بستهای، باز نمیکنی چرا؟
محمد بیدخونی
برچسب:
نویسنده: کیان محمودی